Wordpress Themes

آدرس جدید:

tamashagaran.blogsky.com

وقتی همه خوابیم

به نظر می رسد حمله ی بسیاری از منتقدان جوان به بیضایی نشان داد که درست نشانه رفته است.
رویه ی ظاهری فیلم علیه انتقاد از وضع موجود سینما بود ولی رویه ی زیرین ان انتقاد از جامعه ای که در آن زندگی می کنیم.با اوضاع موجود هم بیضایی فقط می توانست با مستمسک قرار دادن چنان موضوعی پیام خود را به مخاطب برساند و دچار توقیف و سانسور نشود و بدین گونه با یک تیر دو نشان بزند.هم از روابط امروزین سینما انتقاد کند-که احتمالا باب میل سیاست گذاران کنونی سینمای ایران است- و هم از جامعه ی امروزین

خیلی ها می خواهند این فیلم را در چارچوب انتقام گیری بیضایی از اعتباریان تحلیل کنند و چه ساده انگارانه است این تحلیل. به نظر می رسد نسل های بعدی با دیدین این فیلم بتوانند به درک خوبی از دهه ی هشتاد ایران برسند.

فیلم آینه ای است که روبروی ما گرفته شده است.آیا می توانیم خود را ببینیم یا اینکه هنوز خوابیم؟

طعم گیلاس

فیلم های ایرانی زیادی است که نتوانسته ام ببینم یا اینکه درست ندیده ام.امیدوارم که بتوانم به تدریج اون ها رو نگاه کنم.

از جمله ی ان ها طعم گیلاس کیارستمی بود که به تازگی موفق شدم ببینم.چیزی که در نگاه اول برام جالب بود بازی خوب و دلنشین همایون ارشادی بود.چه انتخاب خوبی از سوی کیارستمی. نگاه و صحبت کردن او واقعا هم راستا با موضوع فیلم و دلچسب است.

برای من که صرفا یک بیننده هستم طعم گیلاس، چشیدن طعم تازه ای از سینما بود.

یکی از بهترین و به یاد ماندنی ترین صحنه های این فیلم برای من صحبت هایی است  که پیرمرد  با  بدیعی در ماشین می کند.

دیگری صحنه  ای که ارشادی داخل اتاقک نگهبانی شده و خا ک به آرامی بر روی سایه ی او که بر روی تلی از خاک افتاده در حال فرو ریختن  است.

متوجه شدم که-بنا به گفته ی ایسنا-  طعم گیلاس در نوروز امسال این فیلم از سینما ۴ پخش می شود.  البته برای من باعث سوال است که چرا پس از ۱۲ سال؟

پ.ن : در اعلام فیلم های نوروزی شبکه ی ۴ که نامی از ان نبود.

یک مصاحبه ی قابل تامل درباره میرحسین موسوی

آقای عباس عبدی مصاحبه ی خوبی با یکی از سایت های حامی میرحسین موسوی انجام داده که بررسی آن خالی از لطف نیست.در مورد بسیاری از سوالاتی که درباره ی میرحسین در اذهان وجود داره جواب ها و تحلیل های قابل تاملی ارائه داده.
چکیده ی چند موضوع را که عبدی در مورد آن ها نظراتش را بیان کرده می آورم
۱٫ عده ای معتقدند حضور میرحسین منجر به تولید گفتمان جدید می شود
جواب عبدی((ایجاد گفتمان جدید کار یک سیاست مدار نیست زیرا رسالت سیاستمدار فرق می کند و کار رئیس جمهور تولید یک گفتمان نیست و این خطایی است که آقای خاتمی هم با آن مواجه بود. البته نه بدین معنی که ما نیاز به یک گفتمان جدید نداریم بلکه تولید گفتمان کار اندیشمند است و بسط گفتمان کار نیروهای واسطه، مثل روشنفکر و روزنامه نگار است و کار رئیس جمهور اجرا و پیاده کردن گفتمان درحکومت است و این سه تا نقش را نباید با هم قاطی کرد))

۲٫ میرحسین جمع اصولگرایی و اصلاح طلبی خواهد بود
جواب عبدی ((قای موسوی چون کنش فعال سیاسی نداشته راحت می تواند از جمع این دو دیدگاه سخن بگوید ولی در مرحله اجرا نمی شود این مسائل را چنان که در ذهن است اجرا کرد و درعمل به تعارض با یکی از طرفین منجر خواهد شد.))

۳٫میرحسین یک نیروی سوم است و با حضور او فضای دو قطبی اصلاح طلب و اصولگرا می شکند
جواب عبدی ((بگذارید بگویم از نظر من چنین اتفاقی نمی افته علتش هم اینست که فرض کنیم آقای موسوی انتخاب شد اولین مساله ای که با آن روبرو می شود و نمی تواند حلش کند مساله آزادی است چون من با شناختی که از اقای موسوی دارم ایشان اصلاً نمی تونه طرفدار آزادی نباشه چون آدمی که با مرام باشه نمی تونه اجازه بده خودش حرف بزنه ولی بقیه حرف نزنند وبنابراین موافقت ایشان با آزادی تبعاتی خواهد داشت که نمی تونه از پس آنها بر بیاید و بنابراین این دوگانگی دوباره باز تولید خواهد شد. وزن دو طرف بسیار سنگین تر از عاملی است که بخواهد چنین هدفی را محقق کند)).
لینک مصاحبه  ی  عباس عبدی  با سایت تدبیر  در بخش پیوندها قرار دارد.

اصلاح طلبان لزوم تاسیس شبکه های خصوصی را به مطالبه ای عمومی تبدیل کنند

شبکه ۱ سیما در اقدامی کم سابقه روز جمعه قبل از ظهر و میان برنامه ورزش و مردم اقدام به پخش برنامه ای مستقیم از افتتاح فازهای جدید پارس جنوبی با حضور رئیس جمهورکرد .

برای اینکه این مراسم رو پخش کنند برنامه ی ورزش و مردم را یک ساعت زودتر از همیشه (ساعت۹) آغاز کردند. کمی از ساعت ۱۰ گذشته پخش ورزش و مردم را قطع کرده و به معرفی پروژه و پخش افتتاح آن پرداختند.

تصور می کنم اینکه روز جمعه قبل از ظهر که اکثر مردم در منازل خود هستند را برای افتتاح در نظر گرفته و شبکه ۱ در اقدامی بی سابقه و در زمانی نزدیک به انتخابات به بهانه ی نمایش توان ایرانیان و… در حال پخش مستقیم این مراسم است ،نشان دهنده ی مصادره ی این افتتاح جهت تبلیغات برای دولت نهم است .

چهارشنبه شب هم در فاصله ی ۱۵ دقیقه ای بین اتمام بازی استقلال-الاتحاد و شروع بازی منچستر – اینتر که طبیعتا عده ی زیادی در حال تماشای شبکه ی سوم هستند به معرفی این پروژه پرداخته شد.

و احتمالا این همه در صدد تکثیر باور به توانمندی و بزرگی دولت نهم در فاصله ی نزدیک به انتخابات در میان مردم است.

این مسائل که تازگی هم ندارد این سوال را به وجود می آورد که به راستی تا چند سال دیگر باید شاهد انحصار دولتی رادیو و تلویزیون واستفاده کاملا جهت دار ان باشیم؟

در تفسیر غیر منطبق با قانون اساسی اصل ۴۴ همه چیز توانایی خصوصی شدن دارد الا رادیو و تلویزیون که حاکی از اهمیت آن نزد نظام است و این که می دانند که وجود رسانه های آزاد چقدر می تواند به زیان  جریان حاکم باشد.

به نظر من یکی از مواردی که کاندیداهای اصلاح طلب باید در سخنرانی های خود به مراتب آن را مطرح کنند لزوم وجود رادیو و تلویزیون خصوصی در کشور است. ترویج این مورد حداقل دو پیامد مهم در کوتاه مدت و دراز مدت خواهد داشت.

از یکسو و در حالی که اصلاح طلبان تریبونی برای ارتباط با مردم ندارند صدا و سیما برای پخش اخبار مربوط به کاندیداهای اصلاح طلب تحت فشار قرار می گیرد .

و از سوی دیگر همین که این باور در دراز مدت میان مردم پذیرفته شود که وجود رسانه ی خصوصی برای کشور امری لازم است می تواند به یک مطالبه ی مدنی تبدیل شده و احتمالا شاهد پیشرفت هایی در این زمینه خواهیم بود.

البته کاندیدا ها هم به لزوم وجود رسانه ی خصوصی واقف هستند. میر حسین ۴ سال قبل داشتن یک شبکه ی خصوصی را از پیش شرط های حضورش در انتخابات اعلام کرده بود. کروبی هم که پس از انتخابات در پی تاسیس یک شبکه ی ماهواره ای بود که با مشکلاتی که برای دست اندرکاران شبکه اش به وجود آوردند عطای ان را به لقایش بخشید. و خاتمی در سفر اخیرش به شیراز در بخشی از مصاحبه ی مطبوعاتی اش گفت((…رسانه ملی هم که از امکانات ملی استفاده می کند، متاسفانه بیشتر نگاه جناحی و باندی بر آن حاکم است تا فضایی ملی و شاید خوب باشد که در بازنگری قانون اساسی در این رابطه تدبیری اندیشیده شود که همگان به طور مساوی از رسانه صوتی و تصویری بهره مند شوند و یا تغییر و تحولی در این رسانه شکل بگیرد که واقعا ملی عمل کند))

میرحسین موسوی ؛ کاندیدای نظام؟!

حضور میرحسین پس از نامزدی خاتمی تقریبا غیر منتظره بود. شخصا امیدوارم خاتمی در میدان بماند .تصور می کنم گذشت زمان و روزهای پایانی انتخابات میتواند این گره را باز کند.
عده ای پس از حضور میرحسین وی را کاندیدای مورد نظر رهبری قلمداد کرده اند. به نظر من با توجه به گذشته بعید است که رهبری بخواهد بار دیگر با میر حسین همکاری کند. در این مورد رجوع به خاطرات سال ۱۳۶۴ هاشمی می تواند مفید باشد. اگر این کتاب را خوانده باشید در بسیاری از صفحات ان هاشمی از اختلافات میان رئیس جمهور و نخست وزیر صحبت می کند.(۲۱۲،۲۱۶،۲۱۷ ، ۲۱۸ ، ۲۳۰، ۲۵۱، ۲۵۲، و…)
رفسنجانی در مقدمه ی خاطرات سال ۶۴ –ص۲۲و۲۳- می نویسد ((از مسایل مهم سال ۶۴ موضوع دولت بود.آیت الله خامنه ای به خاطر اختلاف نظرهایی که با دولت در خصوص تمرکزگرایی ، اقتصاد و بعضی از افراد کابینه داشتند،مایل به انتخاب مجدد به عنوان رئیس جمهور نبودند.))
وی در ادامه می نویسد با اصرار امام و دوستان و شخص هاشمی ، آقای خامنه ای قانع شد که حضور پیدا کند ((ولی صراحتا گفت که مصمم به انجام اصلاحاتی در ترکیب دولت است.))
پس از انتخابات ، اولین مساله معرفی نخست وزیر بود. آقای خامنه ای هم با میرحسن موافق نبودند. هاشمی می نویسد ((علرغم علاقه و نسبت خانوادگی که بین آقای خامنه ای و میرحسین بود ،رئیس جمهور روی فرد دیگری  نظر داشت. اما نظر امام با توجه به نظر نمایندگان مجلس و رزمندگان و نیروهای رادیکال و چپ گرا روی میر حسین بود.))
آقای خامنه ای از هاشمی درخواست کمک جهت تغییر نظر امام می کند و او هم قول تلاش در این جهت را می دهد.هاشمی می نویسد شخصا مذاکرات فراوانی با امام و سید احمد داشتم.شخصیت های متعددی هم از جناح راست با ملاقات یا پیام خواستار تغییر نظر امام بودند.
چانه زنی ها نتیجه ای نمی دهد.اقای خامنه ای از امام درخواست حکم در این باره می کند، ولی امام نمی پذیرد و نظر خود را حد نظر یک شهروند در مورد کابینه می دانند.حتی عده ای درصدد برآمدند که شورای نگهبان به صورتی قانون را تفسیر کند که پس از روی کارامدن مجدد رئیس جمهور نیازی به رای مجدد برای کابینه نباشد که امام نمی پذیرد.
در نهایت آقای خامنه ای تسلیم شده و میرحسین را به مجلس معرفی میکند.۱۶۳ رای موافق ۷۳ مخالف ۲۶ ممتنع*
حالا نوبت به جدال در مورد معرفی وزرا می رسد. مساله ای که مشاجرات فراوانی در مجلس پدید می آورد. ((از یکسو آقای خامنه ای کوتاه نمی امد و از سوی دیگر آقای موسوی حاضر به معرفی افرادی که جناح راست بپسندد نمی شد.))
امام در پی چاره برمی آید و گروه داوری متشکل از هاشمی،موسوی اردبیلی و سید احمد خمینی برای داوری اختلافات میرحسین و آقای خامنه ای تشکیل می گردد.هاشمی می نویسد معلوم بود این ترکیب نظرات آقای خامنه ای را تامین نمی کرد**. هاشمی این روزها را روزهای سختی برای خود می داند.((توقع به حق آیت الله خامنه ای و عدم قدرت من در تغییر رای دیگران و امام کار را دشوار کرده بود…در نهایت ترکیب کابینه رضایت کامل خاطر رئیس جمهور را تامین نکرد و مهندس موسوی هم با بعضی از آنها توافقی نداشت و سرانجام توانستیم ترکیبی اسلامی از کابینه را به تصویب مجلس برسانیم.))
این هم جمله ی پایانی هاشمی در این بخش: (( من هنوز هم تلخی های آن دوران را در ذائقه ی آیت الله خامنه ای که گاهی بروز دارد، احساس می کنم. ***))

*با جمع آرای مخالف و ممتنع عدد ۹۹ به دست می آید که در ان دوران به ۹۹ نفر معروف شدند. این ۹۹ نفر در آن زمان بر خلاف نظر امام به میر حسین رای ندادند که هیچ اشکالی هم ندارد اما جالب است که امروزه تاب شنیدن هیچ گونه مخالفت با رهبری را ندارند.
** بررسی ترکیبی که امام در نظر گرفته بود جالب است. موسوی اردبیلی – رئیس قضایی وقت کشور- از نزدیکان به جناح چپ بود. نزدیکی سید احمد هم به جناح چپ کاملا آشکار بود. هاشمی تقریبا سعی می کرد میانه ی این دو جناح را بگیرد ، هر جند اگر بخواهیم وی را در یکی از دو جناح راست و چپ ان زمان قرار دهیم به جناح راست نزدیک بود.
تحلیل این ترکیب نشان دهنده ی این است که امام بیشتر در پی تامین نظر نخست وزیر بود تا رئیس جمهور.

*** جمله ی جالبی است. احتمالا اشاره ای است به جریاناتی که هاشمی در انتخابات ۸۴ با آن مواجه شد و رهبری چندان که باید مانع آن مسائل نشد.

دیگر اینکه هاشمی احساس می کند که رهبری به خاطر وقایع آن روزها هنوز از او آزرده خاطر است. جرم هاشمی هم فقط این است که نتوانسته است به خوبی برای تامین نظرات آقای خامنه ای رایزنی کند و خواسته ی وی را پیش ببرد.
حال چگونه است که می توان به این فکر افتاد که رهبری با میرحسین موسوی (عامل اصلی جریانات آن سال ها ) در یک جبهه قرار دارد .یعنی او حاضر است که یکبار دیگر تن به همکاری با میرحسین بدهد؟

بازگشت استقلال به لیگ قهرمانان آسیا

۱٫ آخرین بازی استقلال در لیگ قهرمانان آسیا برمی گشت به اسفند ۱۳۸۱٫یک شب بد با گزارش جواد خیابانی . استقلال در آخرین بازی به مصاف العین رفته بود و برای صعود باید با اختلاف دو گل العین را در خانه شکست می داد. وقتی استقلال گل سوم را طی یک ضد حمله خورد و ۳-۱ عقب افتاد خیابانی گفت دیگه تموم شد.
۲٫ امشب و پس از ۶ سال استقلال دوباره شروع می کند. البته شروعی با دوسال تاخیر.افتضاح کنار گذاشتن استقلال از بازی های دو سال قبل-۱۳۸۵- فراموش نشدنی است.مقداد نجف نژاد(مدیر عامل وقت و نماینده فعلی مجلس)،قلعه نوعی ، نظری جویباری و ترابیان(رئیس فعلی کمیته فوتسال) از جمله مسئولین این رسوایی بودند. و هیچ کدام هم مجازات نشدند.
۳٫ استقلال در سال های اخیر ۴ بار با الاتحاد بازی کرده.
۴٫ ۱۳۷۷ در یک چهارم بازی های جام در جام آسیا(که الان وجود خارجی ندارد) در حالی با الاتحاد بازی کرد که الاتحاد دونادونی رو در اختیار گرفته بود. بازی رفت در جده ۱-۰ الاتحاد بازی رو برد و در برگشت بازی ۱-۱ شد و استقلال سکوموروخوف حذف شد.
۵٫ در ۱۳۸۰ بازهم در مرحله یک چهارم نهایی و اینبار در جام باشگاه های آسیا .بازی رفت رو الاتحاد ۳-۲ برد .نیکبخت در اون بازی یک گل به الاتحاد و یک گل هم به استقلال زد.
۶٫ بازی برگشت یک روز خوب بود با گزارش خوب خیابانی. چند ماه قبل از این بازی ایران از صعود به جام جهانی۲۰۰۲ بازمانده بود.به طور کلی یک فضای سردی بر فوتبال کشور حاکم بود و مردم چندان رغبتی برای رفتن به ورزشگاه ها نداشتند. در اون شرایط ورزشگاه آزادی کاملا پر شد. استقلال برای صعود نیاز به پیروزی داشت.
در دقیقه ی ۶ الاتحاد به گل رسید. استقلال چندان بازی جالبی ارائه نمی داد.در نیه دوم و در حدود دقیقه ۶۵ بود که اکبرپور تونست یک پنالتی بگیرد.نوازی هم تونست توپ رو گل کنه. از اون به بعد استقلال بازی بهتری رو ارائه داد .در حالی که بازی به دقیقه ی نود رسیده بود و همچنان۱-۱ خیابانی شروع به مرثیه سرایی کرد که بعد از ناکامی ایران در رسیدن به جام جهانی این هم یک ناکامی دیگر در فوتبال کشور است و…،در همان لحظات و در نزدیکی ناحیه کرنر نوازی و اکبرپور یک و دو کردند و اکبرپور پس از دریبل یک بازیکن الاتحاد(از همان دریبل های خاص علیرضا اکبرپور) توپ را بلند روی دورازه الاتحاد سانتر کرد.توپ اونقدر بلند بود که دروازه بان الاتحاد از دروازه بیرون نیامد و فقط رد شدن توپ رو نگاه کرد.توپ روی تیر دوی الاتحاد اومد .نیکبخت به هوا پرید(فکر نمی کنم هیچ وقت اون طوری پریده باشه) و با سر به توپ ضربه زد و گل. با  صدای خیابانی که فریاد  می زد توی دروازه توی دروازه.گل  برای ایران
۷٫باید دید امشب هم به صورت یک خاطره خوب در ذهن باقی میمونه یا اینکه یک بازی معمولی که حداکثر فقط نتیجه اش ممکنه یادت بیاد. امیدوارم عادل امشب بازی رو گزارش کنه.

درباره فیلم مستند فینالی دیگر

پوستر مستند فینالی دیگر

مستند فینالی دیگر

سه شنبه شب۱۳ اسفند برنامه ی مستند ۴ فیلمی را با عنوان فینالی دیگر –تولید ۲۰۰۳- پخش کرد. این فیلم درباره بازی دوستانه تیم های ملی مونتسرات و بوتان است که همزمان با فینال جام جهانی ۲۰۰۲ انجام شده است
ایده ی انجام این بازی توسط یوهان کرامر(کارگردان هلندی همین فیلم) ارائه شده بود. به گفته خودش عدم راهیابی هلند به جام جهانی ۲۰۰۲ (هلند در بازی های مقدماتی جام جهانی ۲۰۰۲ در گروه خود سوم شد و نتوانست به جام جهانی راه یابد) باعث شد که به مفهوم شکست در فوتبال بیشتر فکر کند و ذهنش معطوف به تیم هایی شد که تا کنون هیچ جامی کسب نکرده و در فوتبال موفق نبوده اند. وی با مراجعه به سایت فیفا و مشاهده رنکینگ تیم های ملی ایده ای به ذهنش خطور کرد. در ان زمان تیم منتسرات تیم اخر و بوتان تیم ماقبل آخر این رنکینگ بودند. وی به این فکر افتاد که در روز فینال جام جهانی ۲۰۰۲ یک بازی بین این دو تیم ترتیب دهد. او به وسیله ی فاکس پیشنهاد خود را برای فدراسیون های دو کشور فرستاد که با موافقت ان ها روبرو شد. در نهایت این بازی در ۳۰ ژوئن ۲۰۰۲ (صبح فینال جام جهانی۲۰۰۲) به میزبانی بوتان انجام شد که با پیروزی۴ بر صفر بوتان همراه بود.
داستان فیلم از چند ماه قبل از بازی این دو تیم آغاز می شود و تا چند ساعت پس از این بازی را به تصویر می کشد. کارگردان به خوبی توانسته است مخاطب را با زیبائی ها و فرهنگ این دو کشور اشنا کند.این فیلم به خوبی نشان داده است که فوتبال چگونه می تواند مردم ها و فرهنگ های مختلف که در دو دنیای فکری متفاوت زندگی می کنند را به هم پیوند دهد. به نظر من این فیلمی است درباره ی معنای فوتبال. چیزی که در این فیلم در آخرین درجه اهمیت قرار دارد نتیجه ی این دیدار است.مهم انجام این بازی و حواشی زیبای ان است که به دنبال انجام آن پدید آمده اند.
از زیباترین صحنه های این فیلم خواندن سرود ملی منتسرات به همراه کاپیتان تیم منتسرات توسط کودکان بوتانی ، بالا بردن جام پس از پایان بازی توسط کاپیتان های منتسرات و بوتان که ناگهان متوجه می شویم جام دو نیمه است و هر کدام از ان ها یک نیمه را در اختیار می گیرد. همچنین طبیعت زیبای دو کشور که بارها توسط کارگردان این فیلم به تصویر کشیده می شود.
مهم نیست ولی شاید جالب باشه که بدانید در حال حاضر- سال۲۰۰۹- منتسرات هنوز هم به همراه چند کشور دیگر مثل گوام به طور مشترک تیم های آخر رنکینگ فیفا هستند و بوتان کمی پیشرفت کرده و در رتبه ۱۸۹ جای گرفته است.
مطلب پایین تحلیل زیبایی از این فیلم است
http://www.bbc.co.uk/dna/collective/A2300031
این هم چند لینک درباره این فیلم و دو کشور بوتان و منتسرات
http://www.imdb.com/title/tt0379419/
http://en.wikipedia.org/wiki/The_Other_Final
http://en.wikipedia.org/wiki/Montserrat
http://en.wikipedia.org/wiki/Bhutan

مرجع